اعتماد

 

سلام عموم.خوبید؟

دیروز باصدای بارون از خواب بیدار شدم.عاشق بارونم,لباس گرم پوشیدمو رفتم زیر بارونمیگن درهای رحمت وقتی بارون میباره بازه.باخدا خیلی حرف زدم.از خدا خواستم طول عمر بهتون بده و عاقبت به خیر بشید.دعاکردم همیشه کنارمون بمونیدتا خانواده پورنگی پابرجاباشه وهمه به فکر هم باشن...

خیلی حس خوبی بود وقتی آجی باران گفت میخواد بیاد ببینم.توی اون بارون!گفتم بزار هوا خوب شه اما گفت دوست داره بیاد.وقتی بهم زنگ زد گفت نزدیکه منم رفتم پایین و درو باز گذاشتم و وسط کوچه وایسادم و دیدم توی اون بارون شدید باران جانم با یه چتر خوشکل داره میاد.باران در باران آمد!باران شدیدی که میبارید وبارانی که آرام می آمد... خیلی قشنگ بود مثل فیلما!الهی...خیلی لطف کرد.بوی گلای نرگسی که آورد تا بوش آرومم کنه محشره... 

انشاالله یه روز اینهمه زحمتت رو جبران کنم...

"اعتماد"

به نظر من برای ایجاد اعتماد باید خودمون هم قابل اعتماد باشیم.باید ازهم شناخت داشته باشیم تابتونیم این اعتماد رو تقویت کنیم اونم با روراستی و صادق بودن.اعتماد یه جور توافق بین افرادِ که به تعهدات بینشون پایدار باشن.باید قوانینشو تعیین کرد.شاید افراد شروط اعتماد رو ندونن و ناخواسته باعث ازبین رفتن اعتماد بشه.اگر یه طرف رابطه قانونو نقض کنه مسلما درصد اعتماد پایین میاد...

همین اتفاق میتونه بیفته وقتی که یه طرف رابطه عکس العملی در مقابل اعتمادش نبینه و انگار حس کنه اهمیت خودشو از دست داده.این رابطه ضعیف میشه.مثل ابراز محبت مه یه طرف خیلی محبت کنه وهیچ نشونه ای از طرف مقابلش نبینه... 

حسادت که باعث ریشه کن شدن اعتماد میشه!امان از وقتی که یه نفر به خاطر حسادت دنبال ضعیف کردن روحیه وکنار گذاشتن طرف مقابلشون باشن.

اعتماد از دست رفته خیلی سخت برمیگرده.در صورتی که طرف نقض کننده واقعا مقصر باشه میتونه نشون بده به شدت به قوانین اعتماد پایبنده.اونقدر اینو تکرار کنه تادرطول زمان باور بشه.اما اگر اونقدرام که فکر میکنیم مقصر نبود باید یکمی مدارا کنیم...درسته باید از تجارب درس گرفت اما به نظرم این تجارب قدرت تشخیص آدم رو بالا میبره.خدا همیشه بخشندس و در رحمتش بازه برای برگشتن آدم.گول نخوریم...اجازه ندیدم از ما سوء استفاده بشه اما بخشنده باشیم.بخششی که به روح انسان آرامش میبخشه.

خیلی ها منتظرببخشش هستن...خیلی ها هم منتظر سوء استفاده!

مراقب باشید!

تقدیم به یدونه عموم

گهکاه میشود ماروزها یا هفته های متوالی را بدون دریافت هیچ ژست و حرکت محبت آمیزانه ای از همنوعانمان سپری میکنیم.بی شک دورانی سخت میباشد که گرمای انسانی تحلیل رفته وزندگی به یک تلاش بسیار سخت ومشکل بقاوادامه ی حیات تبدیل شود.

استاد میگوید:

باید اجاق و آتشدان محبت خودمان را امتحان وبازرسی کنیم.باید هیزم بیشتری داخل آن ریخته وسعی در روشنایی بخشیدن به سالن تاریکی که زندگی مادر آن تغییر یافته است,بکنیم.هنگامی که صدای جرَق جرَق کردن آتش خودمان,چوبی که ترکیده و داستانایی که شعله های آتش نقل میکنند را میشنویم امیدواری به مابرگردانده خواهد شد.اگر قادر به عشق ورزیدن باشیم,همچنین قادر خواهیم بود تامورد عشق ومحبت هم قرار بگیریم,فقط مسئله,مسئله زمان است.

از کتاب مکتوب

ممنونم از همه آجیایی که به یادم هستن.اونقدر این رابطه محکم شده برام که تحمل دوریتونو ندارم...واز همه مهمتر دوست قدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمی من که اینقدر تلخی ها و شیرینی ها رو باهم چشیدیم که به جرات میگم نباشه دیوونه میشم.مهناز خیلی دوست دارم...خودت میدونی چقدر...

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی.کوچک باشو عاشق که عشق آیین بزرگ کردنت را میداند.

عمووووووووووو  تو اخبار جوامه ها دیدمتون.انشاالله هر روز موفق تر از روز قبل باشید.عمو این پیشی رو ببینید چقدر نازه پیلوت ساخته نشده پیشیا وقتی بارون میاد میان اونجا 

        

 

و در پایان...

 

/ 47 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

سلام...آپـــــــــم آجی[پلک]

ناهید

[ماچ]

دستهای کوچک دعا2

سلام ختم قران و ختم صلوات..

مریم بانو

به نام خدا سلام. کد آهنگ رو باید تو قسمت اسکریپ ها بذاری.. برات عکسا رو فرستادم..

سپیده

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی زیبا بود به منم یه سری بزن[گل]م

شیوا

من عاشقه عمو داریوشم جونمم براش میدم

سایه

سلام . ساجده جان چند سالته ؟ کلاس چندمی؟[لبخند]

سایه

چرا جواب نمی دی؟[سوال]